غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

47

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مواخذه كشيدند و چون شيخ امير على در اشتعال نايرهء ظلم و ستم بيشتر ميكوشيد طايفهء از اعيان ساوه بجمعى از تراكمه كه در آن حدود بودند التجا نمودند و تركمانان بيك ناگاه بر سر امير شيخ على ريخته و او را گرفته پيش امير جهان شاه فرستادند و شهر ساوه كه بحقيقت كليد مملكت عراق است رايگان بتحت تصرف امير جهان شاه تركمان درآمد لاجرم طمع در ديگر بلدان كرده طايفهء از سپاه آذربايجان را بجانب قم روان ساخت و امير درويش على برج و بارهء شهر را مضبوط ساخته متحصن شد و بعد از انقضاء چهار ماه كه ميرزا بابر در شيراز بعيش و عشرت گذرانيد اين اخبار شنيده ايالت فارس را به - ميرزا معز الدين سنجر مفوض داشت و بنفس همايون‌رايت عزيمت بصوب اصفهان بر - افراشت در اثناء راه ايلچى از جانب خراسان باردوى نصرت‌نشان رسيده بموقف عرض رسانيد كه ميرزا علاء الدوله در خراسان خروج كرده است و خلق بسيار در ظل رايتش جمع آمده‌اند بنابرآن ميرزا بابر توقف در مملكت عراق مصلحت نديده و در روز پنجشنبه شانزدهم رجب سنهء خمس و خمسين و ثمانمائه از كوشك‌زرد عنان كميت گيتىنورد بصوب دار السلطنه هراة منعطف گردانيد و در بيست و دوم ماه بتفت يزد رسيده حكومت آن ولايت را بميرزا خليل سلطان بن ميرزا محمد جهانگير ارزانى داشت و از آنجا به راه تون رايت عزيمت افراشته بعد از وصول بدان سرزمين امير سلطان حسين را بحكومت نصب نمود و موكب همايون از تون بصوب هراة در حركت آمده دوازدهم شعبان بسعادت و اقبال در مستقر جاه و جلال نزول اجلال فرمود و بوضوح پيوست كه مهم ميرزا علاء الدوله بيمن شجاعت امير پيردرويش هزاراسبى فيصل يافته و آن‌جناب از راه سيستان به طرف رى شتافته چنانچه مشروح ميگردد و كيفيت اين اجمال بتفصيل مىپيوندد . ذكر خروج ميرزا علاء الدوله بامداد قوم ارلات و بيان بعضى ديگر از وقايع و حالات در آن اوان كه ديدهء ستمديدهء ميرزا علاء الدوله از ميل آتشين محفوظ ماند بلطائف الحيل از اردوى ميرزا بابر خود را بمشهد مقدسه رسانيد و از آنجا راه ميمنه و فارياب پيش گرفت و بعد از وصول بدان ولايت امير سلطان محمود بن امير يادگار شاه ارلات كه خواهر او در حرم آن پادشاه عالىگهر بسر ميبرد با ساير ارلاتيان كه در آن حدود توطن داشتند بموكب عالى پيوستند و بر سلطنت آن‌جناب اتفاق كرده كمر خدمت كارى بر ميان جان بستند و ميرزا علاء الدوله بامداد آن جماعت مستظهر گشته با سپاهى آراسته متوجه بلخ شد و امير پيردرويش و امير على با لشگر طخارستان در برابر ارلاتيان آمده بين الجانبين حربى صعب دست داد و امير سلطان محمود به زخم تيرى از پاى درافتاده ميرزا علاء الدوله با ساير اتباع روى بهزيمت نهاده از راه لنگر مقدسهء غياثيه متوجه دار السلطنه